تبليغاتX
Daily Nightly -
 
/* /*]]-->*/ من مي‌ترسم من حتي از روزهايي كه من و تو با هم باشيم ولي از بودنِ با هم سير نباشيم هم مي‌ترسم مي ترسم اين عطش با هم بودن تا سال‌هاي سال ِ بعد از اين هم برطرف نشه سال‌هايي كه من و تو زير يك سقفيم ولي هر دو هنوز مشغوليم مشغولِ كار مشغولِ‌درس بعدترها شايد مشغولِ اعضاي جديد خانواده سال‌ها بگذره ولي من و تو هنوز نشه كه انقد با هم باشيم كه بعدش سير بشيم دلمون تنهايي و بدون هم بودن بخواد مثه الان كه شايد خيلي وقته دلمون نخواسته نمي‌دونم من ديگه از مسافرت‌هاي تنهايي از ماموريت‌هاي كاري از درسِ راه دور از كارِ راهِ دور از فاصلة جاده‌اي ، هوايي ،‌دريايي از دوري مي‌ترسم از روزي مي‌ترسم كه من‌و تو تموم شيم ولي هنوز هم حسرتِ يه با هم بودنِ طولاني رو داشته باشيم پي ‌نوشت : پيرو ِ هزارو يكي ترسِ قبلي
نوشته شده توسط دیوا در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388