همينه كه آدم بايد توي اين يه وقتاش تنها بمونه كمااينكه خودشم هيچ خوشش نمياد از اين تكرار خسته شدم ها
2. منتظر يه فرجي تو اين سال 88 هستم ولي نمي دونم چرا بيشتر دنبال يه اتفاق بدم انگار . نه كه سال زوج شده استرس برم داشته كه همه ي سال هاي زوج زندگيم رو مرور كنم....
3. حذف شد
4. تازه من ديروز هم كه چارشنبه سوري بود فهميدم ژنتيك خيلي نقش بزرگتر از اون چيزي كه آْدم فك ميكنه داره يني حتي غير از آشپزي و دست پخت خوب و اينا كه بايد تو خون آدم باشه . حتي خود گرفتن و تلافي در كردن هم به خونت بستگي داره . اينه كه من نمي تونم . حالا چرا هي خودم بكشم . اينم مثه همون سياست داشتن و ايناست كه هي همه به من ميگن ندارم منم هي به همه ميگم عزيزم اون سياست و دانايي مزخرفي كه شما ميگي اكتسابي نيست ... اعصاب ندارم
انگار كه ديشب كلي گريه كردم ولي نكردم .
ماهيچه هام به خاطر ورزش ديروز درد مي كنه نا فرم . هنوز گلوم انگار زخمه با اينكه يه هفته اي از سرماخوردگيم ميگذره در حد كفايت هم آمپول و دارو خوردم . همه ي اينارو گفتم كه بگم يه جوريم
انگار مي خوام از قيد زمان و مكان فرار كنم
Last conflict
بعدم جلوش تاريخ بزني
كه يادت بمونه !
كه اين آخرين باره !
بعد زنگ مي زني از خواب بيدارش كني و همه ي اينايي رو كه براش جمع كردي بدي بهش
يهو يه چيزي كه دقيقا معلوم نمي كنه چيه يه روزايي مثلن قطع و وصل شدنه صداست . يه روزايي گفتنِ :چي گفتي از جانب اون يا هر چيزِ ديگه اي، تمام اين انرژي مثبت رو تبديل معكوس ميكنه
بعد تا آخر شب كه سگي هيچ .
هر چه قدم بپرسه چرا عصباني هستي ، مي موني چي بگي خب . كه مسئول تمام احوالات درونيمان خودمان هستيم !