با اين تعللهاي تو با اين انتظاراي من .
هر روز بيشتر از روز قبل توي اين مرداب روزمرگي ها فرو ميرم ..
ميشه چندوقته ديگه به راحتي بِكِشنم بيرون ؟
اگر هم از كسي نظر نخواستم ،يا اينكه زياد قشنگ نيست اين اسمه براي اينه كه دارم تمرين مي كنم انقد دنبال تاييدتان نباشم اسميست كه به ذهنم رسيد . شايد هم هيچ پايدار نباشد شايد هم تا به آخر همين باشد
پي نوشت : هيچ هم التماس دعا ندارم كه لينك من را وبلاگ هايتان تغيير دهيد .
پي نوشتي ديگر :چه قد هم بي تفاوتم..........
ولي تو يكي از همين فرداها بايد بزنم به سيم آخر
كه اينطور خورده نشم
يني زشته كه من وقتي تو شركت راه ميرم مثه بچگيا پاهامو ميكشم روي سنگا و سُر سُرونكي را ميرم ؟

يني آدم گاهي اوقات تو زندگيش مرحله اي پيش مياد كه براي هر كاري كه مي خواد بكنه يا نكنه با سوالِ كه چي ؟ مواجه ميشه ! اونقته كه مثه الانه من ميره تو مايه هاي ياس فلسفيه و پوچي و اينا مثلا
آدمه ديگه ......... خودمو ميگم
فك كنم يه در خواستايي داره