تبليغاتX
Daily Nightly
 
دوس دارم دلت كه تنگ ميشه فقط براي من تنگ شه ميخوام بگم اِنقد...........

نوشته شده توسط دیوا در شنبه 21 دی1387 |
 

با اين تعلل‌هاي تو با اين انتظاراي من .

هر روز بيشتر از روز قبل توي اين مرداب روزمرگي ها فرو ميرم ..

ميشه چندوقته ديگه به راحتي بِكِشنم بيرون ؟

نوشته شده توسط دیوا در یکشنبه 15 دی1387 |
اگر توضيح خواسته باشه احيانا كسي بابت تغيير نام بايد بگم درست كه فك مي كنم آن قدها هم ديوانه نيستم كه بتوانم اين كامنتاي هي چه ديوانه ي باحالي يا اينكه منم مثه تو ديوونه ام رو تحمل كنم !

اگر هم از كسي نظر نخواستم ،‌يا اينكه زياد قشنگ نيست اين اسمه براي اينه كه دارم تمرين مي كنم انقد دنبال تاييدتان نباشم اسميست كه به ذهنم رسيد . شايد هم هيچ پايدار نباشد شايد هم تا به آخر همين باشد


پي نوشت : هيچ هم التماس دعا ندارم كه لينك من را وبلاگ هايتان تغيير دهيد .

پي نوشتي ديگر :‌چه قد هم بي تفاوتم..........

نوشته شده توسط دیوا در شنبه 14 دی1387 |
 
بذار امرزوها هم بگذره

ولي تو يكي از همين فرداها بايد بزنم به سيم آخر

كه اينطور خورده نشم

نوشته شده توسط دیوا در شنبه 14 دی1387 |

يني زشته كه من وقتي تو شركت راه ميرم مثه بچگيا پاهامو ميكشم روي سنگا و سُر سُرونكي را ميرم ؟

نوشته شده توسط دیوا در شنبه 14 دی1387 |
 
trust ميكنيم جناب

تسليم

نوشته شده توسط دیوا در دوشنبه 9 دی1387 |

يني آدم گاهي اوقات تو زندگيش مرحله اي پيش مياد كه براي هر كاري كه مي خواد بكنه يا نكنه با سوالِ كه چي ؟ مواجه ميشه ! اونقته كه مثه الانه من ميره تو مايه هاي ياس فلسفيه و پوچي و اينا مثلا

آدمه ديگه ......... خودمو ميگم

نوشته شده توسط دیوا در شنبه 7 دی1387 |
 
قطعيت مي خوام
نوشته شده توسط دیوا در چهارشنبه 4 دی1387 |
 
يني چند روز هرچي از اين خداهه خواستم زودي بهم داده . يه مقداري مشكوكه

فك كنم يه در خواستايي داره

نوشته شده توسط دیوا در سه شنبه 3 دی1387 |
 


روزانه هايم بي تو ،

شبانه‌هايم هم

تنها با خودم

نوشته شده توسط دیوا در دوشنبه 2 دی1387 |